قهرمان ميرزا عين السلطنه

4932

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

فرار على عمران قاصد دزاشوبى سالار همان روز رسيد كه على عمران و فرج اللّه نوكرهاى من الموتى مبلغى مال مرا برداشته فرار كردند دستگير كنيد . دو روز بعد هردو در يارفى دستگير [ شدند ] پس از استنطاق تقى معلوم شد چيزى سرقت نكردند ، يعنى حرف حسابى زدند كه اگر ما چيزى سرقت كرده بوديم به پاى خود الموت و نزد شما نمىآمديم . فرار ما از گرسنگى و سخت‌گيريهاى سالار بود و بعضى حكايات از حضرت سالار كرده بودند كه مايهء حيرت همگى شد . هر شكل بود آنها را راضى كرده خرجى داده روز پنجم روانهء طهران كردم . آمدن براى تسليت با دويست نفر يكشنبه نهم - امير اسعد قلعه آمد كه بروند تنكابون . سواى آن‌دو نفر كه امير انتصار و برادرش باشد سالار سعيد و آقا مير هادى ، لسان طالقانى ، ميرزا غلامرضا تارزن معروف طهران و چند نفر ديگر كه چندان معروفيتى نداشتند با قرب دويست نفر نوكر و تفنگچى و مهتر ، جلودار ، قاطرچى و غيره و غيره . به هزار زحمت اين خدم و حشم را در زوراك ، خوبان ، سراج‌محله ، نسا ، سليكان الى كلان و گرمارود جا و مكان و علوفه و خرج داده شد . آقايان و نوكرهاى محترمشان كه قرب پنجاه نفر بودند در قلعه جا داديم . ملاحظه كنيد كه هيچ آدم سفيه و ديوانه به تسليت و تعزيت آدم بيايد اين همه آدم همراه مىآورد . جو ، كاه ، علف هرچه داشتيم تمام شد . اگر سالى دو مرتبه به اين شكل مهمان من شود كار من تمام است . باز شب آس بازى كردند كه هيچ امر واجبى ، فريضه‌اى را امير اسعد و نوكرهايش اين‌طور مواظبت ندارند . نوكرها كه در اطاق دفتر تقى بودند نصف شب مسجدى نشسته ده جا آس بازى مىكردند . روزنامهء رعد نمرهء دوم روزنامه « رعد » كه جديدا به همان مديريت و سردبيرى آقا سيد ضياء ولد ارجمند آقا سيد على آقاى معروف توزيع مىشود در آنجا شرحى از روسيه و نزاع كرنسكى و مسيو لونين « 1 » نوشته . از اخبار تلگرافى رويتر - بالاخره لونين فاتح ، كرنسكى مفقود ، پطروگراد تسليم لونين

--> ( 1 ) - ( - لنين ) .